EDITORS' PICK
How Future Faking Can Be Used to Manipulate You
When someone promises you a perfect future, the real goal may be to control what you do in the present.
By BayaneBartar Editorial|Reading for English learners
Published May 17, 2026
8 min read · C1

Words from this article
future faking
B2وعدهدادن به آیندهای جذاب برای کنترل یا فریب دادن طرف مقابل
wear shades
C1عینک آفتابی زدن؛ اینجا با لحن کنایهای برای آینده خیلی روشن
something shady
B2چیزی مشکوک یا غیرقابل اعتماد
paint a picture
B2تصویری ساختن / طوری تعریف کردن که چیزی واقعی و جذاب به نظر بیاد
shared future
B2آینده مشترک
too good to be true
B1آنقدر خوب که باورکردنی نیست
tactic
B2تاکتیک / روش هدفمند برای رسیدن به نتیجه
lure you into
B2کسی رو وسوسه یا جذب کردن برای انجام کاری
optimistic about
B1نسبت به چیزی خوشبین بودن
bonded with
B2از نظر احساسی به کسی نزدیک و وابسته شدن
dedicated to
B2متعهد به / پایبند به
main objective
B2هدف اصلی
relationship settings
B2موقعیتها یا فضاهای مختلف رابطه
overlook
B1نادیده گرفتن / از چیزی چشمپوشی کردن
romantic partners
B1پارتنرهای عاطفی / شریکهای عاشقانه
strung along
C1کسی رو با وعده و امید نگه داشتن بدون قصد جدی
significant other
B2شریک عاطفی جدی
insignificant other
C1بازی زبانی با significant other؛ یعنی کسی که جایگاه جدی و مهمی ندارد
platonic friendship
B2رابطه دوستانه غیرعاشقانه
besties forever
B1دوستهای صمیمی برای همیشه
take on the world
B2با دنیا روبهرو شدن / با هم از پس همه چیز برآمدن
work settings
B1محیطها یا موقعیتهای کاری
go on about
B2مدام درباره چیزی حرف زدن
slogging away
C1سخت و طولانی کار کردن، معمولاً بدون نتیجه فوری
materialize
B2واقعی شدن / اتفاق افتادن
business partners
B1شرکای تجاری
weave stories
C1داستانپردازی کردن / روایت ساختن
horizon filled with
C1آیندهای پر از / چشماندازی پر از
massive deals
B2قراردادها یا معاملههای بسیار بزرگ
going public
C1عرضه سهام شرکت در بورس / عمومی شدن شرکت
Silicon Valley-speak
C1زبان و اصطلاحات کلیشهای دنیای استارتاپی سیلیکونولی
lend them money
B1به آنها پول قرض دادن
turn over your ideas
C1ایدههایت را در اختیار کسی گذاشتن
expend time and effort
B2وقت و انرژی صرف کردن
love bombing
C1بمباران عاطفی؛ محبت افراطی برای جلب اعتماد و کنترل
shower you with affection
B2کسی رو غرق محبت و توجه کردن
gain your trust
B1اعتماد تو را به دست آوردن
softening you up
C1آماده و آسیبپذیر کردن کسی برای تاثیرپذیری
readily influenced
B2بهراحتی تحت تاثیر قرار گرفتن
ultimate show
B2بزرگترین یا نهاییترین نمایش/نشانه چیزی
hook up with
B2با کسی وارد رابطه شدن؛ بسته به متن میتواند معنی عاشقانه یا جنسی داشته باشد
resounding
C1قاطع / محکم / پرقدرت
conscience
C1وجدان
deceptive
B2فریبکارانه / گمراهکننده
broken promises
B1قولهای شکستهشده / وعدههای عملنشده
unfulfilled commitments
C1تعهدهای انجامنشده
taken advantage of
B2مورد سوءاستفاده قرار گرفتن
bend other parts
C1بخشهایی از حقیقت را تغییر دادن یا تحریف کردن
get you on board
B2کسی رو همراه یا موافق کردن
Keep reading





