کالوکیشن شماره 16

درس کالوکیشن روز 16

deteriorate

 

Deterioration: Becoming worse.

بدتر شدن، زوال

The rapid deterioration of environment is believed to impose a severe threat on people’s survival in the years ahead.

باور بر آن است که فرسایش سریع محیط زیست یک تهدید جدی را برای بقای افراد در سالهای بعد بوجود می آورد.

Air quality is rapidly deteriorating in our cities.

کیفیت هوا در شهرهای ما به سرعت درحال بدتر شدن است.

نکته: به جای عبارت "سالهای بعد" می توانید از ترکیب in the years ahead استفاده کنید.

 

 

Degradation: the process by which something changes to a worse condition

فرسایش، تخریب

Environmental degradation has been recognised as one of the main challenges that people have to overcome in the 21st century.

تخریب محیط زیست به عنوان یکی از چالش های اصلی به شمار می رود که مردم در قرن 21 باید بر آن غلبه کنند.

The report speaks of extensive environmental degradation caused by high population growth.

گزارش حاکی از فرسایش شدید محیط زیست ایجاد شده به خاطر رشد جمعیت است.

 

 

Decrease to become less in number or amount

The total number of people who are unemployed has decreased slightly.

تعداد کل افراد بیکار کمی کاهش یافته است.

The effectiveness of the drug gradually decreases.

اثر دارو تدریجی کم میشود.

 

 

Plunge/Plummet to suddenly decrease very quickly and by a very large amount

کاهش شدید

Climate change could cause global temperatures to plummet.

تغییرات آب و هوایی می تواند باعث کاهش شدید دمای جهانی شود.

 

 

Reduce to make something smaller in size, number or amount:

Using new technology will help to reduce costs.

استفاده از تکنولوژی جدید به کاهش هزینه ها کمک میکند.

 

 

lower to reduce the amount or level of something:

It is a basic rule in economics that if you want people to buy more of your products, you lower the price.

این یک قانون اساسی در اقتصاد که اگر بخواهید افراد، محصولات بیشتری را از شما بخوانند، قیمت ها را کاهش میدهید.

The voting age was lowered to 18.

سن رای به 18 سال کاهش یافت.

 

 

cut to reduce something such as prices, costs, time, or money, usually by a large amount:

کاهش شدید دادن

Companies are constantly looking for ways to cut their costs.

شرکت ها مدام دنبال روش هایی برای پایین آوردن هزینه هایشان هستند.

The working week has been cut from 39 hours to 35.

هفته کاری از 39 ساعت به 35 ساعت کاهش یافت.

 

 

Alleviate a formal word meaning to reduce pain or suffering, or make a problem less serious:

کاهش درد، رنج یا یک مشکل

Gentle regular exercise helps to alleviate the problem.

ورزش همیشگی سبک به کم کردن مشکل کمک میکند.

Changes in diet can help to alleviate the symptoms of the disease.

تغییرات در رژیم غذایی به کم کردن نشانه های بیماری کمک میکند.

 

دانلود فایل صوتی توضیح درس روز شانزدهم کالوکیشن

دانلود PDF درس کالوکیشن شماره 16

کاربرانی که در این گفتگو شرکت کرده اند

ارسال دیدگاه جدید (2)

This comment was minimized by the moderator on the site

وقت بخیر مگه environment همیشه با the نمیاد؟ یعنی اگه الان the داشته باشه غلط گرامری میشه؟

This comment was minimized by the moderator on the site

ممنون برای دروس فوق العاده شما. اساتید بزرگوار از این که انقدر با انرژی دروس رو تدریس میکنید ممنونم. امیدوارم بتونم اسفند بهترین نمره رو بگیرم به لطف شما عزیزان. بنده دوره های سامیت بیان برتر رو هم گذروندم واقعا این دوره بعد از اون دوره بهترین...

ممنون برای دروس فوق العاده شما. اساتید بزرگوار از این که انقدر با انرژی دروس رو تدریس میکنید ممنونم. امیدوارم بتونم اسفند بهترین نمره رو بگیرم به لطف شما عزیزان. بنده دوره های سامیت بیان برتر رو هم گذروندم واقعا این دوره بعد از اون دوره بهترین اتفاق بود. باز هم تشکر میکنم.

ادامه مطلب
هیچ نظری در اینجا وجود ندارد

نظر خود را اضافه کنید.

  1. لطفا قبل از کامنت گذاشتن به پروفایل خود لاگین کنید